تبلیغات
'سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش' - ای خدا

'سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش'

""آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست""

ای خدا

ای خدا امشب چه طوفانی شدم

آنچنان که خود تو میدانی شدم

امشب از خود بیخودم بنگر مرا

عاشق و مجنون تر از خود کن مرا

این که از قید زمان رسته منم

شیشه ی تزویر بشکسته منم

عشق تو هر ذره از جانم شده

رهنمای جان حیرانم  شده

ey khoda

ای خدا این جسم تنگ آید مرا

یک نظر کن آب و رنگ آید مرا

ای خدا پژمرده ام آبم بده

درمیان عارفان جایم بده

میزنم فریاد یا هو را بلند

تا ببینندم خلایق در کمند

در کمند عشق تو این جان من

در ازل بسته شده پیمان من

گر که دردم داده ای این خود دواست

گر تو فقرم داده ای عین غناست

راحتی در اوج طوفانم دهی

گریه بخشی تا که آرامم دهی

گر اسیر و بند در پایم کنی

در سرای عشق آزادم کنی

محضر تو محفل پاک صفاست

جایگاه شادی و مهر و وفاست

ای خدا از بند عشقت هرگز آزادم مکن

گر خرابی باشد این پس هرگز آبادم مکن

من چه گویم هر چه میبخشی خوش است

گر من آلوده را بخشی خوش است

این غزل دائم ثنا خوان تو است

هر نفس مشتاق و مهمان تو است



[ چهارشنبه 10 شهریور 1389 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ Ahmad ] [ نظرات() ]