تبلیغات
'سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش' - رفتن

'سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش'

""آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست""

رفتن

برای ماندنش به خدا التماس کردم از خدا خواستم از حمایت ما رو بر نگرداند   که من بی او هیچم نیمه شب ها برایش دعا کردم   اه کشیدم ولی او رفت و خدا گریه هایم را نشنید و ندید و دعا هایم را نشنید و  مورد اجابت قرار ندادو او را برد و ان زمان بود که من از همه و هر چه داشتم بریدم  و های های گریستم و او رفت و من فقط ناظر رفتن او بودم رفتنی که هیچ امیدی به بازگشت ان ندارم ونخواهم داشت و امروز من او را برای همیشه از دست داده ام نه می توانم او را حس کنم و نه در آغوش بگیرم او رفت گر چه برایم همیشه ماندگار است         





[ یکشنبه 6 شهریور 1390 ] [ 04:39 ب.ظ ] [ Ahmad ] [ نظرات() ]