تبلیغات
'سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش' - به طور خیلی واقعی و به دور از کنایه ای،بریدم...

'سکوت تنهایی شب در برکه ای خاموش'

""آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست""

به طور خیلی واقعی و به دور از کنایه ای،بریدم...

این روزها عجیب خرابم..نه مسکن اثر میکند ..نه هیچ قرصی..

حس میکنم دنیایم تمام شده..باید بار و بندیل را جمع کرد و رفت..
خوب که فکر میکنم به ابن نتبجه مبرسم که خدا کاروان راهیان برزخ را برده و من و چمدانم جا مانده ایم در این برهوت ..افکار  شومی در مغزم در حال رژه رفتن است.. نمیدانم..شاید به قول  " صادق هدایت" باید من هم از گنجینه ای که در اختیارم است استفاده کنم.. بله همان " خود کشی "را می گویم.. وفتی  کسی منتظرت نیست..وقتی کسی نیست که آرامت کند..که صادقانه دوستت داشته باشد..که هوایت را داشته باشد..خب چه دلیلی دارد زنده ماندن..
 من هم زحادثه ای پیر شده ام..من هم صدایم میلرزد ، من هم نای حرکت کردن ندارم ،من هم همه زندگی ام خلاصه شده در سیگار و سیگار و سیگار.من هم دلم میخواهد مثل ماهی حوضه مان که چند روزیست روی اب خوابیده  ، بخوابم..من هم دوست دارم کار از کارم بگذرد..و تو ای خواننده ی من..مثل من نباش..از مثل من شدن دوری کن..که کارت به اینجاها نکشد..که هر شبت با عذاب کشیدن صبح نشود ..که ...از مشکلات و اتفاقات و بدبختی های زندگی...طی رویدادی تاریخی عاشقی مرحمی شده بود برای دل ذره ذره شده مان و اما  ان هم بعد از مدتی  از بی آبی پژمرده شد ..اکنون یک منم و یک  جسم بی جان و یک مرده متحرک و  یک دیوانه !
اری من اعتراف میکنم  !!! در ان چند سال جای خدا او را میپرستیدم !! کعبه ی من او بود و از راهی دور به دورش طواف میکردم.. مرتدد شده ام..حکم اعدامم را صادر نمیکنید؟!خودم حکمم را صادر و اجرا کنم؟!



[ سه شنبه 11 شهریور 1393 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ Ahmad ] [ نظرات() ]